مرحوم آیتالله بروجردی از زمان تحصیل چه در اصفهان و چه در نجف اشرف یک شخصیت مبرز بودهاند. بعد هم که از نجف برمیگردند به بروجرد میروند و سالها در آنجا تدریس میکردند. حاشیه کفایه ایشان که در واقع تقریر است اما به عنوان حاشیه کفایه چاپ شده است، ملخص درس اصول ایشان در بروجرد است. بعد هم به خاطر خیلی از مسائل که نمیخواهیم وارد آنها شویم، بزرگانی در قم به این نتیجه میرسند که ایشان را دعوت کنند تا به قم بیاید. وقتی ایشان به قم آمد، جهات سیاسی ـ اجتماعی و فقاهت و نوآوریهای ایشان در حوزه فقه تاثیرگذار و مهم بود. منظور از نوآوری، فتاوای خاص در آن زمان نبوده است، بلکه در آن زمان نوآوری از این جهت بود که ایشان به کل فقه چگونه نگاه میکند، منابع فقه را چگونه میبیند و چگونه تحلیل میکند، همان چیزی که ملاکهایی را برای اعلمیت تشکیل میدهد، آن زمان این چیزها را میدیدند. ما مدعی هستیم که ایشان در مقام پاسخگویی به چند سوال، مطالبی را گفتهاند که این مطالب مورد پذیرش فقهای بسیاری قرار گرفته است و نهایتاً جمعی این را پذیرفتهاند و مکتبی را تشکیل داده است که معلم این مکتب، آیتالله بروجردی شده است. با یک نفر مکتب درست نمیشود، با یک جماعت مکتب درست میشود، اما اگر به یک نفر نسبت داده میشود، صرفاً از این جهت است که او شروع کرده یا معلم این جمع بوده است. لذا اگر کسی چهار نظر خاص داشت و شما پسندیدید و میگویید «مکتب اصولی فلان شخص» صرفاً تسامح در تعبیر است و مکتب واقعی نیست.
کتاب «سيرت امام مهدي موعود خليفه الله (ع)» تالیف «عبدالرحمن شاه نظام بندگيميال» که به بیان شرححال حضرت مهدی (ع) میپردازد. وی در این کتاب روایت میکند، اتفاقات تولد ایشان مشابه تولد حضرت رسول است و حضرت مهدی (عج) در همان لحظه تولد چهار کتاب تورات، انجیل، زبور و قرآن را فراگرفته است.
جلسه کمیته منابع چاپی کهن و نادر مکتا با حضور جناب آقای مجید غلامی جلیسه، مدیران و کارشناسان کتابخانه های عضو مکتا روز پنجشنبه 19 اسفند در کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی برگزار شد.